بهونم ء چند تا سلام کنم جوابمو میدی؟
ببینم یواشکی احوال ما رو پرسیدی؟
نامه رو وقتی نوشتم خودمم می لرزیدم
فدای چشاتء تو که از خط من نلرزیدی؟
بیقراری مث موهات تو دلم موج میزنه
میدونم تو اینو از لرزش حرفام فهمیدی
وسط نامه ببخش بد جوری بغضم ترکید
نازنینم تو که از صدای اون نترسیدی؟
من فدای رگه های ناز چشم روشنت
چیه باز به لحن این دیوونگی ها خندیدی؟
حق داری بخندی راستی دستت درد نکنه
سر زدی به یه دیوونه ی غریب تبعیدی
راستی اون شب یادته کاشکه واست مرده بودم
من می خواستم بمیرم پیش چشات ء خودت دیدی؟
چیه باز که با غضب داری نگام میکنی
این دفعه درباره ی من چه چیزیایی شنیدی؟
چوابی که داده بودم ء به خودمء دیشب رسید
دوست ندارم بدونن جواب نامه هم نمیدی
تو رو جون اسمون به غیرتت بر نخوره
نکنه اینجا به بعد و نخونی؟چون رنجیدی
رنگه خون چشام از بس که تو رو ندیدمت
مث تصویر غروب تو اوج برف و سفیدی
یه روزایی دیدنت چاره داشت ء دعا میخواس
حالا نه دعا واسم فایده داره ء نه امیدی
خورشید اونجاها حتما دیگه روزام میخوابه
اخه تو به جای اون هم روز وهم شب تابیدی
ببینم تعارف یه دقیقه بذاریم کنار
اونجا چند تا دل بیچاره رو بردی ءدزدیدی؟
اره بد سوالی بود تو اینو نشنیده بگیر
مث نمره ی تک کارنامه ی یه تجدیدی
تو که می دونی دلم گذشته کارش از اینا
حتی بشنوه اگه تو به یکی شون رسیدی
می میره ء امه واسه خوشیت دعا ها می خونه
راس بگو اینجور دیوونه ای هم توعمرت تو دیدی؟
بگذریم خیلی نوشتمء زحمتت نبود بخون
معذرت میخوام که فرضا تو بهم جواب میدی
ماهی که با این که اسفنده ء ولی دود نمی شه
همیشه معروف به ماه عزیز خورشیدی
از خودتم مواظبت کن هر جوری که دوس دارس
مجنونت ء یا دیوونت ء هر لقبی پسندیدی
مریم حیدر زاده